نور اشراق عقل سرخ درجغرافیای عشق می تابد

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

بیوگرافی و زندگینامه بزرگان
سه شنبه 1397/06/27-01:04 ب.ظ




از شعله ی عشق آمده آتش به زبانم

من بر سر دلدادگی و عشق همانم

در شهر و خیابان و به بازار همینم

در کوچه ی رندان غزلخوان زمانم

                              آوازه ی من در سر این کوچه بلند است

از هرکه بپرسی بدهد نام و نشانم

                               چشم تو گرفته است دلم را و تنم 
                             ای چشم تو  آشفتگی جان و جهانم

 




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 1397/06/28 02:57 ب.ظ
شنبه 1397/06/24-11:54 ق.ظ






صبح زود

گل نیلوفر به پیشواز آفتاب  می آید .

و بر مناره ی سرسبز باغچه

 با شیپور های بی شمار

نقاره  می زند

باید برخیزم

تا  پیش از دریای طلایی آفتاب

در شط نقره ای صبح شناور شوم





نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:شنبه 1397/06/24 12:36 ب.ظ
شنبه 1397/06/24-10:47 ق.ظ



در میان انبوه درختان جنگل قدم می زدم ناگهان درختی پیروفرتوت که ناامیدانه مرگ را تماشاولحظات آخر زندگی اش را تجربه می کرد  افتاده بود.
غمگین و خسته !
اما با این وجود در نزدیکی ریشه اش جوانه ای سر بر آورده گویا هنوز چشمی به نور خورشید داشت و امیدی به زیستن و این جوانه، روزنه ی امید بود تا دوباره چشمان درخت امیدوارانه برای زیستن و تولدی دیگر باز شود.
 این یعنی رستاخیز درخت و این یعنی درختان هرگز نمی میرند .




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:شنبه 1397/06/24 12:33 ب.ظ
شنبه 1397/06/24-09:40 ق.ظ



اگر بتوانم در دلم دانه ای از جنس نیلوفر بکارم وجودم در پی نور پیچ و تاب می زند و چشمم همیشه خیره به خورشید است در مسیری سبز رو به آفتاب و در میان برگ های نیلوفرانه  که از گلوی گل های شیپوری اش آواز عشق و زندگی در سحرگاهان باغچه ی خانه ام سر می دهم آری گل های شیپوری که از میان برگ های نیلوفر باغچه سر برآورده اند به آواز بلند عشق بازی می تواند صور رستاخیز زندگی در یک روز خوب خدا باشند آنها هر روز قبل از طلوع آفتاب بر می خیزندو نقاره می زنند تا برخیزم و رنگین کمان رنگ هایشان را در بارش نگاه زیبا بین طبیعت تماشا کنم  و این همه زیبایی را به نماز بایستم  نیلوفران باغچه هر صبح با من می گویند و می خندند تا زندگی را با صبحی عاشقانه و آوازی بلند تا پایان روز ادامه دهم از گل های باغچه ممنونم از اندیشه ی نیلوفرانه بر بلندای بام خانه ام خوشحالم امید که نیلوفر باشیم در جستجوی نور با آواز و عشق و دوست داشتن و......



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:شنبه 1397/06/24 09:52 ق.ظ
شنبه 1397/06/24-08:57 ق.ظ



دیروز 23 شهریور سال 1397بود.در شهریور 1379در چنین روزی با او که دوستش دارم  زندگی را زیر یک سقف شروع کردم به بهانه این روز می خواهم بعداز 18 سال زندگی ارزش با او بودن را با ویژگی هایی که از او سراغ دارم بنویسم تا از خداوند برای داشتنش تشکر کنم و برای خودم یاد آوری کنم که او کیست .

هنرمند
 عاشق زندگی
بی ریا و با محبت
به دنبال کوچکترین بهانه برای ایجاد نشاط در خانه و فامیل
مدیریت جمعی
مهمان نواز
کم هزینه
دارای هوش ریاضی
جذاب
و بسیاری دیگر....
حال به همین بهانه و به یاد آن روزها غزلی زیبا و خواندنی از «حسین منزوی »را تقدیمش می کنم :


به سینه می زندم سر، دلی که کرده هوایت

دلی که کرده هوای کرشمه‌های صدایت

نه یوسفم، نه سیاوش، به نفس کشتن و پرهیز

که آورد دلم ای دوست! تاب وسوسه‌هایت

تو را ز جرگه‌ی انبوه خاطرات قدیمی

برون کشیده‌ام و دل نهاده‌ام به صفایت

تو سخت و دیر به دست آمدی مرا و عجب نیست

نمی‌کنم اگر ای دوست، سهل و زود، رهایت

گره به کار من افتاده است از غم غربت

کجاست چابکی دست‌های عقده‌گشایت؟

به کبر شعر مَبینم که تکیه داده به افلاک

به خاکساری دل بین که سر نهاده به پایت

دلم گرفته برایت» زبان ساده‌ی عشق است

                                سلیس و ساده بگویم: «دلم گرفته برایت!



                                                                                                                      




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:شنبه 1397/06/24 09:14 ق.ظ
چهارشنبه 1397/06/21-10:55 ق.ظ





                یا حسین علیه السلام




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 1397/06/21 10:56 ق.ظ
دوشنبه 1397/06/19-01:31 ب.ظ



عادتهای مثبت کاری افراد موفق 

افراد موفقافراد موفق

افراد موفق

توصیه های استیو جابز یکی از موفق ترین افراد

تفکر هوشمندانه مسیر زندگی هر فرد در جامعه را تغییر می دهد و افراد موفق طرز تفکر متفاوتی دارند.پس بهتر است قبل از شروع به انجام کاری ابتدا ابتدا خوب فکر کنیم.افراد باهوش بهترین تصمیمات را در زندگی خود می گیرند.بنا به گفته "استیو جابز" که یکی از موفقترین افراد در عصر حاضر بودساده بودن از پیچیده بودن سخت تر است,باید خیلی تلاش کنید تا افکار خود را مرتب سازیداما در نهایت ارزشش را داردچرا که وقتی به این نقطه برسید می توانید از کوه بالا بروید.

بااینکه بعضی اوقات، جسم ضعیف است، اما روح همچنان مشتاق است. یادتان باشد که بدن سالم و عقل هوشیار سرمایه هایی عالی هستند. اگر تحت فشار و استرس زیادی هستید، سعی کنید کمی استراحت کنید تا انرژیتان دوباره برگردد. فردا روز دیگری است.


این راهکارها را امتحان کنید:

1. برنامه بریزید.


یک تقویم سررسید برای خود داشته باشید و برای خودتان روی آن برنامه ریزی کنید. کارهایی را که از صبح تا شب می خواهید انجام دهید را در صفحه مخصوص هر روز یادداشت کنید. کنار آنهایی که انجام می شوند یک تیک بزنید.

2. کمی بیشتر تلاش کنید.

انگیزه اهمیت زیادی دارد. اگر برای 8 ساعت کار کردن در محل کار به شما حقوق می دهند، فقط به خاطر اینکه حقوق می گیرید کار نکنید. بیشتر از آن 8 ساعت کار کنید چون گاهی اوقات لازم است. و بعضی وقت ها لازم است حتی بدون گرفتن حقوق کار کنید.

3. بیشتر از 8 ساعت در روز کار کنید.


معمولاً آنهایی که بیشتر از 8 ساعت در روز کار می کنند افراد موفقی هستند. این افراد حتی در منزل هم کارهایی برای انجام دادن دارند. کنار کار تحصیل هم می کنند و کنار تحصیل کار نیمه وقت انجام می دهند. اینها می توانند ناظر و مدیر باشند.

4. با شادی و رضایت کار کنید.

دستاوردها زمانی به دست می آیند که با روحیه ای بشاش کار کنید. شاد بودن را باید از محل کار به خانه و خانواده تان هم منتقل کنید.

5. افرادیکه در محل کارتان هستند را دوست بدارید.


از غیبت کردن دوری کنید. به همه احترام بگذارید و مراعات حال همه را در محل کار بکنید. همکارانتان را مثل اعضای خانواده تان ببینید. با آنها با صداقت و مسئولیت پذیری رفتار کنید.

6. آراسته و سالم باشید.

غذاهای خوب و سالم بخورید. سخاوتمند باشید. محل کار را خانه دوم خودتان بدانید. افراد بالادست باید نگران کارمندان باشند. همه کارمندان باید بهداشت را به طور کامل رعایت کرده و ظاهری آراسته داشته باشند.

7. به جایی که در آن کار می کنید وفادار باشید اما شکایات خود را مطرح کنید.


کارمندان یک اداره یا شرکت باید به هم و به جایی که در آن کار می کنند وفادار باشند. اگر شکایتی دارند، آنرا مطرح کرده و راه حلی برای آن پیدا کنند. حلسات کاری برای همین منظور تدارک دیده می شوند.

8. از کارمندانتان حمایت کنید و به آنها انگیزه دهید.


کارگاه های آزاد برای آنها برپا کنید و آنها را از اخبار و اطلاعات جدید آگاه کنید تا بنای رشد و پیشرفت آنها باشد.

9. بدانید که پول بعد از خدمت اهمیت دارد. کار خوب ارزشی بسیار بالاتر از حق الزحمه آن دارد.

کار خود را به خداوند و دیگران اهداء کنید. محل کار شما چه سازمانی دولتی باشد و چه خصوصی، باید سرشار از معنویت باشد.

10. بخندید و از کار در کنار همکارانتان لذت ببرید.

برای همدیگر دعا کنید. در کنار هم غذا بخورید. در کنار هم کار کنید. بدانید که هر انسانی مخلوقی ارزشمند از خداوند است و استعدادهای زیادی در آنها نهفته است.

خداوندا، متشکریم که به ما این امکان را داده ای که با کارمان به تو و دیگران خدمت کنیم. به ما آرامش و کامیابی ارزانی فرما!




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 1397/06/19 02:05 ب.ظ
یکشنبه 1397/06/18-02:28 ب.ظ



نشسته سایه ای از آفــــــــــــتاب بر رویش

به روی شانه‌ی طوفان رهاست گیسویش

ز دوردست‌، سواران دوباره می‌آیند

که بگذرند به اسبان خویش از رویش

کجاست یوسف مجروح پیرهن چاکم

که باد از دل صحرا می‌آورَد بــــــویش

کسی بزرگتر از امــــــــــــتحان ابراهیم

کسی چنان که به مذبح بُرید چاقویش

نشسته است کنارش کسی که می گرید

کسی که دست گرفته به روی پـــــهلویش

هــــــزار مرتبه پرسیده ام زخود او کیست

که این غریب ، نهاده است سر به زانویش

کسی در آن طرف دشت ها نه معلوم است

کجای حادثــه افـــــــــتاده است بازویـــــــش

کسی که با لب خشک و ترک ترک شده اش

نشسته تـــیر به زیر کمـــــــان ابــــــــــــرویش

کسی است وارث این دردها که چون کوه است

عجب که کـوه ز مـــاتم ســــــــــپید شد مویـش

عجب که کــــــــــوه شده چون نسیم سرگردان

که عشق می کشد از هر طرف به هر سویش

طلوع می کند اکنون به روی نیزه سـری

به روی شانه طوفان رهاست گیسویش


فاضل نظری




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 1397/06/18 02:27 ب.ظ
یکشنبه 1397/06/18-12:14 ب.ظ



آنچه که هستی، هدیه خداوند به توست و آنچه که می شوی، هدیه تو به خداوند...پس بی نظیر باش!




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 1397/06/18 02:06 ب.ظ
چهارشنبه 1397/06/14-02:55 ب.ظ





مرا اشاره کن و بخوان به  نام خودم
شبیه سادگی این خیال خام خودم
گرفته بین من و تو سخن به شیوه ی دیگر
اگر اجازه دهی می شوم کلام خودم 
هزار بار خریدم به جان غم دل را 
هزار بار به کام تو و به نام خودم
برای اینکه منم عاشق بزرگی  تو 
سکوت می کنم و می دهم سلام خودم 






نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 1397/06/14 03:24 ب.ظ
چهارشنبه 1397/06/14-02:36 ب.ظ



 

مرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردم

تو را می‌بینم و میلم زیادت می‌شود هر دم

به سامانم نمی‌پرسی نمی‌دانم چه سر داری

به درمانم نمی‌کوشی نمی‌دانی مگر دردم

نه راه است این که بگذاری مرا بر خاک و بگریزی

گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم

ندارم دستت از دامن به جز در خاک و آن دم هم

که بر خاکم روان گردی بگیرد دامنت گردم

فرو رفت از غم عشقت دمم دم می‌دهی تا کی

دمار از من برآوردی نمی‌گویی برآوردم

شبی دل را به تاریکی ز زلفت باز می‌جستم

رخت می‌دیدم و جامی هلالی باز می‌خوردم

کشیدم در برت ناگاه و شد در تاب گیسویت

نهادم بر لبت لب را و جان و دل فدا کردم

تو خوش می‌باش با حافظ برو گو خصم جان می‌ده

چو گرمی از تو می‌بینم چه باک از خصم دم سردم

 



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -
چهارشنبه 1397/06/14-02:25 ب.ظ



مجله پنجره خلاقیت - ترجمه افسانه محمودی یزدانی:

ایجاد یک عادت جدید چقدر طول می کشد؟

دوره زمانی آن می تواند از یک ثانیه تا چندین سال باشد. سرعت ایجاد الگوی عادت جدید با شدت احساساتی تعیین می شود که با آن تصمیم همراه است تا فعالیت در راهی خاص آغاز شود.

بسیاری افراد در مورد کاهش وزن و تناسب اندام فکر می کنند، حرف می زنند و راه حل هایی ارائه می دهند. این کار ممکن است سال ها طول بکشد. سپس یک روز دکترها می گویند «اگر وزن خود را کاهش ندهی و وضعیت فیزیکی خود را بهبود نبخشی، در معرض خطر مرگز زودهنگام قرار داری.»

ناگهان، ترس از مرگ چنان شدت می یابد که فرد رژیم غذایی خود را تغییر می دهد، ورزش را شروع می کند و تبدیل به شخصی سالم و متناسب می شود. روانشناسان این حالت را یک «تجربه احساسی چشمگیر» می نامند. هر تجربه ای از درد یا لذت شدید، در ترکیب یا رفتار، می تواند الگوی رفتاری عادت را خلق کند که می تواند تا آخرین روز زندگی فرد ادامه داشته باشد.

هفت مرحله ایجاد عادت جدید

برای مثال، اینکه دست خود را روی اجاق داغ بگذارید یا سیم برق را لمس کنید به شما شوک یا درد آنی می دهد. این تجربه شاید یک ثانیه طول بکشد. اما در بقیه زندگی تان، این عادت را در خود پرورش می دهید که دست خود را روی اجاق داغ نگذارید یا به سیم برق دست نزنید. این عادت بلافاصله شکل می گیرد و برای همیشه دوام خواهدداشت.

21 روز برای ترک یک عادت یا ایجاد یک عادت

متخصصان بر این باورند که 21 روز طول می کشد تا عادتی را ترک کنید یا الگوی عادتی با پیچیدگی متوسط را در خود ایجاد کنید. منظورمان عادت های ساده ای همچون در ساعتی خاص و صبح زودتر بیدار شدن، ورزش قبل از آغاز کار روزانه، گوش دادن به برنامه های آموزشی در اتومبیل، رفتن به رختخواب در ساعتی خاص، وقت شناس بودن برای قرار ملاقات ها، برنامه ریزی روزها از قبل، آغاز با مهم ترین کارهایتان یا کامل کردن کاری که آغاز کرده اید قبل از انجام کار دیگر است. اینها عادت هایی با پیچیدگی متوسط هستند که به سادگی می توان در مدت 14 تا 21 روز و با تمرین و تکرار آنها را به وجود آورد.

چگونگی یک عادت جدید

طی سال ها، روشی ساده، قدرتمند و اثبات شده برای پرورش عادتی جدید تعیین شد که بسیار شبیه دستور پخت غذا در آشپرخانه است. شما می توانید آن را برای ایجاد هر عادتی به کار ببرید. با گذشت زمان ایجاد عادت هایی که می خواهید و تلفیق آن با شخصیت تان آسان تر و آسان تر می شوند.

1- تصمیم بگیرید

ابتدا تصمیم بگیرید. به روشنی تصمیم بگیرید که قصد دارید در تمامی موارد و هر زمان که رفتاری لازم بود، به روشی خاص عمل کنید. برای مثال اگر تصمیم می گیرید که هر روز صبح زود بیدار شوید و ورزش کنید، ساعت خود را برای زمانی خاص تنظیم کنید و وقتی زنگ به صدا در می آید، بلافاصله بلندشوید، لباس های ورزشی تان را بپوشید و جلسه ورزش خود را آغاز کنید.

هفت مرحله ایجاد عادت جدید

2- هرگز در عادت های جدیدتان استثنا قائل نشوید

دوم، در مرحله شکل گیری، هرگز نگذارید استثنایی در الگوی عادت جدیدتان به وجود بیاید. هرگز بهانه نیاورید و توجیه نکنید. اگر به این نتیجه رسیده اید که هر روز ساعت شش صبح از خواب بیدا شوید، خود را مجبور کنید که ساعت شش صبح بلند شوید تا زمانی که انجام این کار به صورت خودکار انجام شود.

3- به دیگران بگویید که رفتار جدیدی را تمرین می کنید.

سوم، به دیگران بگویید که قصد دارید رفتار خاصی را تمرین کنید. بسیار جالب توجه است که وقتی می دانید دیگران در حال تماشای شما هستند تا ببینند عزم دنبال کردن راهتان را دارید، چقدر عزم و نظم تان بیشتر می شود.

4- عادت جدید خود را در ذهن به تصویر بکشید

چهارم، خود را در حال اجرا یا رفتاری خاص در موقعیتی خاص به تصویر بکشید. هر چه بیشتر خود را به گونه ای تصور کنید که گویی از قبل آن عادت جدید را داشته اید. این رفتار جدید با سرعت بیشتری به وسیله ذهن ناخودآگاهتان پذیرفته شده و اتوماتیک می شود.

5- یک جمله تاکیدی بسازید

پنجم، یک جمله تاکیدی ای بسازید و بارها و بارها با خودتان تکرار کنید. این تکرار باعث افزایش سرعت پرورش عادت جدید می شود. برای مثال، می توانید چیزی شبیه این جمله بگویید که «من هر روز صبح ساعت شش از خواب بیدار می شوم!» این کلام را پیش از خواب با خود تکرار کنید. در بیشتر موارد، به طور خودکار پیش از اینکه ساعت تان زنگ بزند، بیدار می شوید و به زودی دیگر نیازی به زنگ ساعت ندارید.

هفت مرحله ایجاد عادت جدید

6- اصرار بورزید

ششم، بر رفتار جدید اصرار بورزید تا چنان خودکار و آسان شود که اگر آن را انجام ندهید احساس ناراحتی کنید.

7- به خود جایزه بدهید

هفتم، و مهم تر از همه اینکه برای تمرین عادت جدید به خودتان جایزه بدهید. هر بار که به خود جایزه می دهید، آن رفتار را دوباره تایید می کنید و دوباره خود را تشویق می کنید. به زودی، در سطح ناخودآگاه، لذت پاداش آن رفتار را با خود رفتار همراه می کنید. نیروی مثبتی را که به صورت ناخودآگاه به دنبال آن هستید با انجام رفتار یا عادت جدید به دست می آورید.



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 1397/06/14 02:26 ب.ظ
چهارشنبه 1397/06/14-02:07 ب.ظ



گاهی تصمیم می گیرم که ننویسم که نگویم چون می گویند نوشتن زیاد و هر روز در وبلاگ باعث دلزدگی می شود و موجب بی اعتباری وبلاگ اما در برابر باران اندیشه نمی شود ایستاد وقتی که هجوم افکار زیبا مانند شعرو ادبیات یا دیدن یک منظره و....روح و جان تورا در می نوردد لاجرم باید خودت را از زیر فشار این هجوم  بیرون بیاوری و لاجرم بر زبانت جاری می شود نوشته هایی که باران اندیشه اند و از انگشتانت می چکند .گاهی بیتی یا واژه ای از یک شعر تورا مست می کند و تا حد جنون می برد امروز این تکه از شعر سهراب  مرا سرمست کرد و در سماع جاری ساخت.

خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند
و دست منبسط نور روی شانه آنهاست



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 1397/06/14 02:15 ب.ظ
چهارشنبه 1397/06/14-10:18 ق.ظ



خلاصه ای از 6قدم     


ذهن تان را پاک کنید

چنددقیقه را صرف مدیتیشن نمایید و با ایجاد

سکوت درونی، با توجه به ذهن و جسمتان، سروصدای درون را آرام

نمایید.

به زبان بیاورید

تاکیدات کلامی مشخص و بر پایه اقدام درباره

گا مهایی که برای رسیدن به هد فتان لازم است را چنددقیقه به زبان

آورید.


تجسم کنید

گا مهایی که برای دستیابی به خواسته و هد فتان

باید برداشته شود را در ذهنتان تجسم کنید. با اینکار ذهنتان را برای

رسیدن به آن تمرین یدهید.

تحرک داشته باشید

با انجام تمرینات ورزشی در چنددقیقه خون

و اکسیژن را در بد نتان به جریان اندازید. اینکار کمک می کند روز را

پرانرژی شروع کنید و سلامتیتان نادیده گرفته نشود.


کتاب بخوانید 

به دنبال کتا بهایی باشید که دانش و مهارت

دستیابی به اهدا فتان را آموزش دهد و هر صبح چندصفحه از آنرا

بخوانید.

بنویسید

دقیقا بنویسید به خاطر چه چیزهایی شکرگذار هستید و

اولویتهای همان روزتان را مشخص کنید و براساس تاکیدات کلامی و

تجسمتان، یک برنامه عملی برای کارها بنویسید.

از همین امروز شروع کنید!




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 1397/06/14 10:29 ق.ظ
سه شنبه 1397/06/13-12:23 ب.ظ




شهریور که از راه می رسد حسی نوستالوژیک مرا رها نمی کند !
حس من شبیه احساس تنهایی مترسگ سر جالیز در اواخر تابستان است .
 حس من شبیه حس قاصدک ها در باد است و شبیه خاری که اختیارش در دستان باد باشد .
 به قول آن شاعر: «میوه بر شاخه شدم سنگ پاره در کف کودک» 
 بهتر بگویم حس یک مترسگ تنها و وامانده بر سر جالیز 
حسی  که برای نسل ما زیبایی ها ی خودش را دارد. 
زیبایی هایی که به چشم نمی آیند اما با چشم دل می شود آنها را احساس کرد.
 شهریور که می رسد  باغ ها از باغبان خالی می شوند.  
  کلاغ ها و قاصدک هایی که پیام آور سرمای زمستان اند می آیند . 
شهریور که می رسد جالیز ها به پایان عمر یکساله ی خود سلام می دهند  .
 زندگی برایشان به ایستگاه آخر رسیده است.
 اینجاست  مترسگ ها که شب و روز برای برزگران نگهبان بوده اند بازیچه ی کلاغ ها می شوند .
مترسگها یی که هیچ کس به آنها سلام نمی دهد و هیچ کس عشق شان را باور نمی کند.
 مترسگ ها اگر عاشق نبودند چگونه شب و روز مزرعه را برای باغبان، بی مزد و بی مواجب نگهبانی می کنند. 
مترسگ ها اگر دلداده ی رهگذران نبودند چگونه همیشه در برابر رهگذران ایستاده سخن می گفتند.ایستاده سلام می دادند.
 شاید مترسگ این جالیزی که من می شناسم عاشق یکی از رهگذران شده باشد.
 چه کسی می داند در دل مترسگ ها چه می گذرد.
 شاید همین مترسگی که می شناسم عشق را تا اعماق زمینی که ایستاده است رویانده.
  نام و نشان عشق را بعد از خود در پای چوبی خودش سبز خواهد کرد.
 این روزها که شهریور است و باغ ها خالی می شوند و جالیز ها سکوت را تجربه می کنند.
 حال دل غمگین مترسگ ها را نادیده نگیریم 
مترسگ ها عاشق هستند هرچند هیچ سخن نمی گویند.
 هرچند هیچ شعری نمی خوانند.
 هرچند مترسک هستند. 
آری مترسگ های عاشق را دریابیم 
مترسگ ها گاهی عاشق هستند.
احساس می کنم باید با مترسک ها همدلی کنم .
ابراهیم محمدی



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 1397/06/13 12:39 ب.ظ






  • تعداد صفحات :9
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...